امدادگری، عشق است
اهل کاشان است اما چند سالی میشود که در منطقه ما سکونت دارد؛ ۲۱سال داشت که وارد جمعیت هلالاحمر شد و از میان دستهای مردم، دستی شد برای کمک به مسلمانان بوسنی و هرزگوین. خودش میگوید اتفاقی وارد هلالاحمر شده و حالا ۱۱سالی ميشود که تلخیها و شیرینیهاي این مركز را به چشم خود ميبیند.
امدادگر خوشاخلاق محله ما فقط ناجی جسم آدمها نیست بلكه با روح آنها نیز آشناست. خودش ميگوید نخستین جامعهالقرآن را بیش از یک دهه قبل در مشهد با توسل به امامرضا(ع) افتتاح کرده است. در رشته ابتهال و تواشیح نیز موفقیتهای متعددی دارد و قرآن را توسلی ميداند برای آرامش درونی یک امدادگر. محمدعلی شیعه، یکی از امدادگران وابتهال خوانان منطقهمان است که به مناسبت روز هلالاحمر به سراغش رفتیم و از خاطراتش شنیدیم.
امدادگری در خانه
شيعه ميگويد: روزهایی یادم میآید که هر لحظه از تلویزیون صحنههای مختلف زلزله بم را نشان میدادند؛ خاک و خانههای ویران و کودکانی که آسمان، تنها منظره آرام و زیبا برایشان شده بود. این امدادگر محله گوهرشاد میگوید: ما هلالاحمریها یک کیف کمکهای اولیه در خانه داریم که در مواقع ضروری و اتفاقات احتمالی با انجام کارهای سطحی امداد مانند پانسمان از آن استفاده میکنیم.
او ادامه میدهد: کیف کمکهای اولیه در هر خانه یکی از وسایل ضروری است و «هر خانواده، یک امدادگر» شعار امدادگران است زیرا آشنایی یکی از اعضای خانواده با اقدامات اولیه باعث میشود بتواند به مصدوم و حادثهدیده با آرامش و بدون نگرانی کمک کند.
امدادگری، شغلی مقدس و پاک
خاطرات بم دوباره برایش زنده ميشود و ميگوید: زلزلهای آمده بود و کاری از دست کسی برنمیآمد. مردم پای صندوقهای کمکرسانی میرفتند و با دلی لرزان از وضعیت کودکان و ساکنان بم، سخاوت به خرج میدادند.
شيعه که عید غدیر۱۳۵۰ متولد شده، میگوید: امدادگری شغل بسیار مقدسی است و امدادگران واقعی در جمعیت هلالاحمر، کسانی هستند که در حادثهها بدون توقع و انتظاری از دیگران در صحنهها حضور دارند.
او میافزاید: اکنون که کارمند حوزه روابط عمومي هستم، به آنهایی که در تمام حوادث و سوانح، یار و مددکار مردمند غبطه میخورم و از اینکه به خاطر برخی کارها و سرگرمیها نمیتوانم درکنارشان باشم، ناراحت هستم. کسانی بودند که کمکها را به دستان مردم بم میرساندند و همانند آنها در سختیها و غمهایشان شریک بودند.
هممحلهاي ما ادامه میدهد: کار یک امدادگر، نجات از مرگ حتمي افرادی است که در صحنههایی مثل سیل و زلزله، سوانح جادهای و... در معرض خطرات ناشی از حادثه هستند.
او بیان میکند: امدادگری با جان و روح انسان درگیر است. یک امدادگر باید شجاعت داشته باشد و با صبر و تحمل زیاد صحنههای دلخراش بر روي احساسات او تاثير نگذارد تا بتواند كارش را به درستي انجام دهد؛ در غیر این صورت آثار زیانباری بر روح و روان امدادگر وارد ميشود.

کسی به خاطر پول سراغ امدادگری نمیآید
پسلرزهای آمد، همه چیز خرابتر شد، مردی به آجرهای خانهاش نگاه میکرد و نمیدانست زن و بچهاش کجا هستند... دختربچه گوشهای گریه میکرد و به فردای بیمادریاش ميانديشيد؛ آسمان هنوز هم آبی بود. وقتی از او درباره فعالیت خیلی از آدمها که به صورت رایگان در امداد و نجات مشغول هستند، میپرسم، با قاطعیت میگوید: انسان، موجودی است که به صورت ذاتی عاطفه و کمک به همنوعان را در وجودش دارد که در مسلمانان به دلیل عقائد دینی و سفارشهای ائمه معصوم(ع) اين احساسات لطیف بیشتر دیده میشود.
اگر کسی احساس تعهد و وظیفه به دیگران داشته باشد، تحمل ندارد که ببیند حادثهای برای کسی رخ بدهد و او ساکت و بيحركت بنشیند! شیعه میافزاید: امدادگری، شغل نیست بلکه عشق است. امدادگران واقعی بدون چشمداشت و فقط به دلیل عشق و علاقه و براي کمک به همنوع به این کار روی میآورند.
صحنه امداد، تنها جايی است که کسی برای پول، مقام و موقعیت سراغش نمیآید. وی ادامه میدهد: امدادگران به دلیل مشغله کاری زیاد، بیشتر وقت خود را در محل کارشان میگذرانند و برخی از مسئولیتهای آنان را باید خانواده انجام دهد. من نیز بهخاطر کارهای فرهنگی و قرآنیام کمتر در خانه حضور دارم و از خانواده و پسرم سپاسگزارم که در این سالها مرا همراهی کردهاند.
ارتباط قرآن و امداد
در آن لحظات تنها روزنه امید تماشاگران و دلسوزان داغدیدگان بم، سپیدپوشانی بودند که داوطلبانه امدادگری میکردند و از جان و دل مایه میگذاشتند؛ کسانی که به دنبال پیوند آوارزدگان با دنیای خاکی بودند.
شیعه میگوید: امدادگری رابطه مستقیم با قرآن و معارف والای دینی دارد؛ به نظر من یک امدادگر باید با تلاوت قرآن و وضو کارش را آغاز و هنگام امدادرسانی قرآن زمزمه کند. باید همیشه قرآن در جیب یک امدادگر باشد و به نوعی ميتوان گفت امدادگری کار انبیاست.
او ادامه میدهد: امدادگری فقط آتل بستن، پانسمان کردن، عملیات احیای قلبی تنفسی یا اصطلاحاً CPR نیست، گاهی یک سانحهدیده نیاز به امداد روحی و روانی دارد. در حوادث بزرگی نظیر بم، رسیدگی به آسیبهای روحی و دردهای ناشی از سوگ از دست دادن عزیزان، یک مسئله مهم و اساسی بود. او میافزاید: یک امدادگر فقط وقتی میتواند باعث آرامش روحی و روانی داغدیده شود که خودش یک آرامبخش به همراه داشته باشد، هم در جیبش و هم در قلبش.
از حفظ قرآن تا ابتهال خوانی
شیعه میگوید: من در یک خانواده مذهبی رشد کردم و از کودکی به قرآن و برنامههای دینی علاقهمند بودم و از سالهای پایانی مقطع دبیرستان با حضور در مسابقات دانشآموزی قرآن ، فعالیتهای قرآنیام را شروع کردم. در سالهای نخستین حضور در مسابقات توانستم در شهر و استان رتبههای برتر کسب کنم.
او ادامه میدهد: پنج سال پیاپی در مسابقات قرائت قرآن اوقاف از اصفهان به مسابقات کشوری راه یافتم و دو سال نیز از استان فارس به مسابقات کشوری اوقاف رفتم. در سال۱۳۷۶ نيز در مسابقات کشوری کارگران، رتبه اول را در رشته «قرائت» و «اذان» کسب کردم.
وی درباره دیگر موفقیتهایش بیان میکند: هنگاميکه سال۱۳۸۱ به مشهد آمدم و «مؤسسه جامعهالقرآنالکریم» را تاسیس کردم، بیش از گذشته وقتم را بر کارهای اجرایی و خدمت به علاقهمندان قرآن به ویژه حافظان قرآن کریم اختصاص دادم، زیرا از جوانی علاقه زیادی به ابتهال و اجرای مناجاتهای عربی داشتم. او ادامه میدهد: سال۱۳۷۰ ابتهال را افراد معدودی میشناختند و من زیرنظر استاد لطفی نیا آموزش دیدم و در سال۱۳۸۱ در مسابقات ابتهال جشنواره رادیو قرآن، رتبه دوم را کسب کردم.
سال بعد در همان مسابقات در رشته دعا و سال۱۳۹۰ هم در مسابقات اوقاف در رشته ابتهال دوم شدم. شیعه میافزاید: در سالهای گذشته براي امور فرهنگی و تبلیغی به کشورهایی چون عربستان، عراق، بوسنی و هرزگوین، پاکستان، تایلند و افغانستان سفر و برنامههای مختلف قرآنی را آنجا اجرا كردم.
فعالیتهای قرآنیاش را آنگاه ارزشمند میداند که جایگاهی در پیشگاه خدا داشته باشد و میگوید: چند سالی است که توفیق همراهی با دوستان قرآنی در گروه تواشیح فدکالزهرا(س) را دارم که از گروههای برتر کشور است و تاکنون نخستین رتبهها را در بالاترین و مهمترین مسابقات قرآنی و تواشیح کشور کسب كرده، به همین دلیل گروهی بینالمللی است و با دوستان به کشورهای مختلف سفرهای تبلیغی داشتهایم و چند نوبت نیز در محضر مقام معظم رهبری برنامه اجرا کردهایم.
یادآوری برخی خاطرات تنم را میلرزاند
صحنه ریزش آوارها، صدای ناله آوارزدگان، مامورانی که به دنبال صدای یک نفس بودند تا نجاتش دهند؛ همه خیره به صفحه تلویزیونها بودند و خبرها میرسید.
شیعه میگوید: اتفاقات متعددی در صحنههای امداد رخ میدهد که برای امدادگران خاطره و به یادماندنی میشود؛ این خاطرات گاهي شیرین است و گاهي تلخ اما كار امدادگري به دليل ماهيت آن بيشتر با خاطرات تلخ همراه است. وی میافزاید: وقتی به صورت یک امدادگر فعالیت داشتم، چند حادثه بزرگ و مهم را تجربه کردم که یکی از آنها هنوز هم در میان خاطرات دیگرم پررنگتر است.
او ادامه ميدهد: حادثه سقوط هواپیما در رشته کوههای کرکس حوالی نطنز کاشان یکی از تلخترین خاطراتم بود. جمعآوری تکههای خرد شده، دستهای بریده، پاهای جدا شده و گاهی تکهای از سر مسافران هواپیما، آنقدر دلخراش بود که تا مدتها این صحنهها از جلوی چشمم محو نمیشد. اکنون نیز که آن خاطرات را مرور میکنم، بدنم به لرزه درميآید.
جامعه القران فعالیتی ویژه تمام سنین
شیعه درباره موسسه جامعهالقرآن میگوید: جامعهالقرآن، نخستین مدرسه تخصصی حفظ قرآن کریم است که در مشهد تأسیس شد؛ تا پیش از آن کلاسهایی بهصورت پراکنده برگزار میشد و تأسیس این پاتوق قرآنی در مشهد تحول بزرگی در زمینه حفظ قرآن بود زیرا در سال نخست تأسیس دورههای یکساله حفظ قرآن برگزار شد و در طول سال تحفیظی۸۲ ـ۸۱ تعداد ۴۰نفر موفق به حفظ کل قرآن شدند.
او مراسم ختم قرآن حافظان سال اول در ایام میلاد خانم فاطمهزهرا(س) و در حرم مطهر امامرضا(ع) را یکی از شیرینترین خاطرات زندگی خود و حافظان آن دوره ميداند و ادامه میدهد: بالاترین رتبههای حفظ در تمام مقاطع (ده جزء، بيست جزء و حفظ کل) و در همه مسابقات اعم از اوقاف، سازمان تبلیغات، دانشآموزی، دانشجویی، بسیج و سپاه و... متعلق به فارغالتحفیظان جامعهالقرآن است و تاکنون بچههای مؤسسه چندین بار در مسابقات کشوری موفق به کسب رتبه شدهاند. همسرم نیز مدیریت بخش خواهران مؤسسه را بر عهده دارد که در حال حاضر ۳۵۰قرآنآموز در دو بخش خواهران و برادران مشغول فراگیری و حفظ قرآن کریم هستند در واحد خردسالان هم ۳۵۰نونهال حضور دارند.
*این گزارش ۱۴ اردیبهشت ۹۲ در شماره ۵۳ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.
